تبليغاتX
دوستت دارم
ای وای منیم سئوگیلیم ایران اره گتدی
باخدیم دالیسیجا یار گئدنده
بیر یولدا دئدیم باخار گئدنده

باخدی قاپیدان گئچه نده گولدو

بیلمیردی اوره ک اومار گئدنده

باغلاندی دیلیم اوره کدن آمما

آز قالدی چئکم هاوار گئدنده

گئتمه، گئدیسن؟ یاواش یاواش گئت

جانیم بیلیسن چیخار گئدنده

دؤندر گؤزونو، خومار خومار باخ

قویما منی ده، خومار گئدنده

سن سیزلیگه دؤزمه گیم چتیندی

گل جانیمی آل قوتار گئدنده

سندن سورا عشقی نئلیرم من

آل عشقینی ده آپار گئدنده

مهر ایله نوازش ائیله بلکه

گول بیتسین اوره کده، قار گئدنده

من گؤر نه دئییردیم اؤز اؤزوملن

قول بوینوما بیر سالار گئدنده

دای<<جعفری>> بسدی شعر یازماق

سندن ده بیر آد قالار گئدنده


<<هوشنگ جعفری>>
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 15:51  توسط امین کلخورانی خیاوی  | 

خيال خام پلنگ من به سوي ماه پريدن بود
و ماه را ز بلندايش به روي خاك كشيدن بود

پلنگ من دل مغرورم پريدو پنجه به خالي زد
كه عشق ماه بلند من وراي دست رسيدن بود

من و تو آن دو خطيم آري موازيان به ناچاري
كه هر دو باورمان زاغاز به يكدگر نرسيدن بود

گل شكفته خداحافظ اگرچه لحظه ديدارت
شروع وسوسه اي در من به نام ديدن و چيدن بود

شراب خواستم و عمرم شرنگ ريخت به كام من
فريبكار دغل پيشه بهانه اش نشنيدن بود

اگر چه هيچ گل مرده دوباره زنده نشد اما
بهار در گل شيپوري مدام گرم دميدن بود

چه سرنوشت غم انگيزي كه كرم كوچك ابريشم
تمام عمر قفس مي بافت ولي به فكر پريدن بود

 
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 21:17  توسط امین کلخورانی خیاوی  | 

آیا هنوز وقت آن نرسیده است که مسئولان برای جلوگیری از این فاجعه فکری بکنند؟

تصاویر از بندر شرفخانه (آذربایجان شرقی)

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391ساعت 14:6  توسط امین کلخورانی خیاوی  | 

پدر ژيپتو به پينوكيو:

«پینوکیو!

 

چوبی بمان؛

 

آدم ها سنگی اند،دنیایشان قشنگ نیست..."

 

اما این روزها آرامم...آن قدر آرام که از پریدن پرنده ای غافل نشده و در هیچ

 

خیابانی،گم نمی شوم.

 

این روزها آسان تر از یاد می روم،آسان تر فراموش می شوم...

 

می دانم اما شکایتی ندارم...

 

آرامم؛نه گله ای هست و نه انتظاری...

 

اشکی نیست...بهانه ای نیست،

 

این روزها تنها آرامم...یک وحشی آرام!

 

آن قدر آرام که به جنون چندین ساله ام،شک کرده ام!

 

می ترسم نکند مرده باشم و خود هم ندانم...؟

 

می نویسم : "دوستت دارم" و قایمش می کنم...

 

تو به درد زندگی نمی خوری...

 

تورا باید نوشت و گذاشت وسط همان شعرها وقصه هایی که از آن جا آمده ای...

 

دلم یک غریبه می خواهد که بیاید بنشیند فقط سکوت کند و من هی حرف بزنم و بزنم

 و بزنم...

 

تا کمی کم شود این همه بار!

 

بعدبلند شود و برود...

 

انگار نه انگار!

 

نبود؛ پیدا شد...آشنا شد؛ دوست شد...مهرشد؛ گرم شد...

 

عشق شد؛ یار شد... تار شد؛ بد شد...رد شد؛ سرد شد...

 

غم شد؛ بغض شد...اشک شد؛ آه شد...دور شد؛ گم شد...

 

قرارمان، یک مانور کوچک بود!

 

قرار بود تیرهای نگاهت، مشقی باشد.

 

اما ببین، یک جای سالم بر قلبم نمانده است.

 

حرف هایم پر از خیال است،

 

خیال هایم پر از حرف های سکوت و سکوتم؛

 

پر از خیال حرف هایی است که به دنبال هم درون حنجره ام اعدام شده اند.

 

ته خیال هایم پر از ترس است وترسم؛ پر از تو!

 

تو که در انتهای دو خط موازی خیال هایم، به دنیال بی نهایت می گردی

 

ته خیال هایم همیشه تو هستی و من می ترسم...

 

نمی خواهم برگردی. این را به همه گفته ام، حتی به تو!...به خودم!

 

اما نمی دانم چرا هنوز برای آمدنت فال می گیرم؟

 

من چشم هایم را بستم و تو قایم شدی...

 

من هنوز روزها را می شمارم...!

 

تو پیدا نمی شوی یا من بازی را بلد نیستم؟! یا تو جر زدی؟

 

با گفتن یک "جایت خالی ست"، نه جای من پر می شود

 

و نه از عمق شادی هایت کمتر.

 

فقط دلخوش می شوم که هنوز بود و نبودم برایت مهم است.

 

راستی...

 

مرا به ذهنت بسپار؛ نه به دلت.

 

!!!

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1391ساعت 12:56  توسط امین کلخورانی خیاوی  | 

بسمه تعالی

فراخوان اولین  دوره جشنواره غیر‌دولتی «آتامین یوردی»

اولین دوره جشنواره غیر‌دولتی «آتامین یوردی» با نماد «آتا» پدر و با هدف ایجاد انگیزه و نشاط، شناسایی، شناساندن و بارورتر کردن استعدادهای نهفته همراه با احترام به پیشکسوتان و بهره‌گیری از تجارب ایشان، در سه بخش وبلاگ نویسی ،تصاویر و مقاله به زبان‌های تورکی و فارسی برگزار می‌شود.

جشنواره به صورت اینترنتی و حضوری خواهد بود.

 به برگزیدگان لوح تقدیر و تندیس جشنواره اعطا خواهد شد؛ جشنواره آتامین یوردی جوایز نقدی ندارد و به هیچ عنوان جایزه محور نیست.

  بخش وبلاگ نویسی:

1- موضوع وبلاگ: شهرستان مشکین شهر

2- هاست وبلاگ: آزاد{تمام سرویس های رایگان وبلاگ نویسی}

3-زبان وبلاگ: تورکی و فارسی

4- تعداد اثر: هر شرکت کننده در هر بخش تنها می‌تواند یک اثر به جشنواره ارسال فرماید.

5- شرکت‌کنندگانی که سقف مورد نظر را رعایت نفرمایند، جشنواره در انتخاب آثار آنها به صورت تصادفی آزاد خواهد بود.

6- وبلاگ های هر بخش در صورتی داوری خواهد شد که در همان بخش حداقل 10 شرکت کننده وجود داشته باشد.

7- وبلاگ های کپی شده  در جشنواره شرکت داده نخواهد شد.

8- مشخصات وبلاگ: عنوان وبلاگ،توضیحات وبلاگ

9- بخش افتخاری: پیشکسوتان عزیز و سایر علاقمندان در صورت تمایل به صورت افتخاری هم می‌توانند در این بخش شرکت فرمایند؛ البته باید در ذیل آثار، جمله «به صورت افتخاری» قید گردد.آثار افتخاری در بخش مسابقه شرکت داده نخواهد شد.

   بخش تصاویر:

موضوع تصاویر: مشکین شهر

زبان: تورکی و فارسی

شرایط جشنواره:

1- تناسب عکس با عنوان

2- تازگی محتوا و خلاقیت در طرح دیدگاه‌ها، تدوین و تنظیم

3- ارسال عکس به صورت فردی و گروهی آزاد است.

4- تصاویر در صورتی داوری خواهد شد که در این بخش، حداقل 15 شرکت کننده وجود داشته باشد.

5- تصاویر ارسالی برگشت داده نخواهد شد و جشنواره در بهره‌برداری از آنها به صورت مجموعه و کتاب آزاد است.

6- بخش افتخاری: پیشکسوتان عزیز و سایر علاقمندان در صورت تمایل به صورت افتخاری هم می‌توانند در این بخش شرکت فرمایند؛ البته باید در ذیل آثار، جمله «به صورت افتخاری» قید گردد. آثار افتخاری در بخش مسابقه شرکت داده نخواهد شد.

   بخش مقاله:

موضوع مقاله: مشکین شهر

زبان: تورکی و فارسی

شرایط مقاله:

1- تناسب متن با عنوان مقاله

2- تازگی محتوا و خلاقیت در طرح دیدگاه‌ها، تدوین و تنظیم

3-استفاده از منابع معتبر و علمی همراه با ذکر منابع

4-مقاله از حیث ساختار باید شامل عنوان مقاله، نام و نام خانوادگی محقق یا محققین، مقدمه، متن مقاله، خلاصه، نتیجه‌گیری و منابع باشد.

 5-مقالات ارسالی باید حداقل در 8 صفحه و حداکثر 15 صفحه باشد و در محیط word با قلمb zar  و اندازه 14 تایپ و ارسال شود.

6- ارسال مقاله به صورت فردی و گروهی آزاد است.

7- مقالات در صورتی داوری خواهد شد که در این بخش، حداقل 15 شرکت کننده وجود داشته باشد.

8- مقالات ارسالی برگشت داده نخواهد شد و جشنواره در بهره‌برداری از آنها به صورت مجموعه و کتاب آزاد است.

9- بخش افتخاری: پیشکسوتان عزیز و سایر علاقمندان در صورت تمایل به صورت افتخاری هم می‌توانند در این بخش شرکت فرمایند؛ البته باید در ذیل آثار، جمله «به صورت افتخاری» قید گردد.آثار افتخاری در بخش مسابقه شرکت داده نخواهد شد.

  نکته‌ای درمورد داوری:

کسانی که تمایل به داوری در این جشنواره را دارند، می‌توانند با ارسال مشخصات فردی و سکونتی خود همراه سوابق فرهنگی، هنری و تحصیلی حداکثر تا تاریخ 31/2/1391 متقاضی داوری در یکی از بخش‌های وبلاگ نویسی،تصاویر و مقاله شوند؛ این بخش از داوران توسط شرکت‌کنندگان انتخاب خواهند شد.

با توجه به این که بخشی از داوران جشنواره توسط شرکت‌کنندگان انتخاب خواهند شد، هر شرکت‌کننده از تاریخ 1/3/1391 تا 5/3/1391 با همان شماره همراهی که همراه مشخصاتش به جشنواره خواهد فرستاد، می‌تواند به یکی از متقاضیان داوری در هر بخش رأی دهد «از طریق پیامک به شماره‌هایی که در ذیل قید شده است».

  مشخصات فردی شرکت‌کنندگان و {متقاضیان داوری}:

1-الزامی: نام، نام خانوادگی،نام پدر، تخلص هنری،جنسیت(مرد/زن)، تاریخ و محل تولد

2-اختیاری:میزان تحصیلات، شغل، خلاصه سوابق فرهنگی و هنری،آثار چاپ شده و درحال چاپ، و عکس

   مشخصات سکونتی شرکت‌کنندگان و {متقاضیان داوری}:

1-الزامی: آدرس پستی شامل: استان، شهرستان، شهر/روستا، خیابان اصلی و فرعی، کوچه، پلاک و کد پستی؛تلفن ثابت و همراه

2-اختیاری: نشانی سایت، وبلاگ و ایمیل

 نحوه ارسال:

شرکت کنندگان محترم و {متقاضیان داوری} آثار و {مدارک} خود را از طریق  ایمیل به

 {atamenyurdo@gmail.com} ارسال و یا به آدرس مشکین شهر خیابان امام کوچه بانک ملی مرکزی کافی نت آذربایجان تحویل دهند، در ضمن شماره‌های 04525223188-09147034542 خطوط ارتباطی بین جشنواره و علاقمندان خواهد بود.

 زمان بندی:

شروع ارسال اثر: 5/2/1391

آخرین مهلت ارسال اثر: 31/2/1391

اعلام نتایج: 10/3/1391

 نکات مهم:

1- اخبار رسمی جشنواره غیر‌دولتی «آتامین یوردی» از طریق وبلاگ آتامین یوردی به آدرسwww.atamenyurdo.blogfa.com ارائه می‌شود.

2- با توجه به این که جشنواره غیر‌دولتی آتامین یوردی در تبلیغات هم متکی به لطف دلسوزان و علاقمندان است فلذا خواهشمندیم برگزاری این جشنواره را از طریق قرار دادن فراخوان در وبلاگ و سایت، چهره به چهره، کامنت گذاری، ارسال ایمیل، فرستادن پیامک و ... به اطلاع وبلاگ نویسان، مقاله‌نویسان،عکاسان و همشهریان برسانید.

 3- به کسانی که این جشنواره را به صورت منطقی و علمی و بدون اهانت به ادیان و مذاهب، اقوام،اشخاص حقیقی و حقوقی؛ نقد فرمایند، لوح تقدیر اعطا خواهد شد.

4- هر شرکت‌کننده‌ای که در هر بخش و در 3 دوره برگزیده شود، در یک دوره به عنوان داور حضور خواهد داشت.

5- اسامی شرکت‌کنندگان در وبلاگ آتامین یوردی درج خواهد شد و عدم درج به منزله نرسیدن اثر به جشنواره است.

6- نشانی وبلاگ‌ها و سایت‌هایی که فراخوان جشنواره را انتشار کنند، در وبلاگ انتشارات آتامین یوردی در پست مطلب جداگانه‌ای قرار داده خواهد شد.

7- عکاسان ، وبلاگ نویسان و مقاله‌نویسان سایر کشورها با رعایت قوانین جشنواره فقط به صورت افتخاری می‌توانند در جشنواره شرکت کنند.

http://atamenyurdo.blogfa.com/


برای دانلود فایل زیپ شده فراخوان بر روی لینک زیر کلیک کنید:

دانلود


+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 12:59  توسط امین کلخورانی خیاوی  | 

هم آی سؤنوبدو،  هم اولدوز چیراق- چیراق  نازلیم

 

آلا  گؤزوندن  ایراق سئوگیلیم،  ایراق  نازلیم

 

گلنده ده  گونشی  پای گتیر کی  ظولماتدیر

 

و جانتاییمدا دا  دای  یوخدو  بیر چیراق  نازلیم

 

هانی  باهار  هاوالی   سئرچه لر،  سیغیرچینلار؟

 

هانی  بو  باغچادا  باغدا  او سس-سوراق  نازلیم؟

 

ساچیندا  سئودا  پریشانلیغین گؤره  بیلمم

 

قاییت،  قاییت یئنه  سن  آینا، من  داراق نازلیم

 

تیکان  بیتیر  باخیشیمدان  آخی  علاجیم  یوخ

 

کی  اللریم  آسیلیبدی  اوراق- اوراق  نازلیم

 

باخیشلاریندا  بئشیکلنمیش آل گونشله، قاییت

 

هم آی سؤنوبدو، هم اولدوز چیراق-چیراق نازلیم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391ساعت 18:10  توسط امین کلخورانی خیاوی  | 

برای دانلود موغام سه گاه از یعقوب ممدف بر روی لینک زیر کلیک نمایید:

دانلود

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعت 18:15  توسط امین کلخورانی خیاوی  | 

شاید توهین جدید پرسپولیسی ها به داور مسابقه پیروزی و داماش بهانه ای شد که حرف دلمو بنویسم
واقعا خیلی ناراحت شدم از توهین زننده هواداران پرسپولیس و یاد بازی رفت پارسال تراکتور و پرسپولیس افتادم که همین توهین ها رو به تبریزی ها و ترک زبان ها کرده بودن و البته با واکنش هواداران ترک زبان حاضر در استادیوم آزادی مواجه شده بود و تعدادی صندلی آتش زده شده بود .
و البته سخنان مجری شبکه تهران در روز بعد بازی بود و حمله واضح به تبریزی ها یادم افتاد و با خودم فکر کردم که این مجری ظاهرا با شخصیت به محمود رفیعی میخواد چه حرفایی بزنه ؟ بازم افراطی بازی در میاره و از هواداران بی شخصیت پرسپولیس حمایت می کنه ؟ شروع به کوبیدن محمود رفیعی میکنه که در دفاع از ناموس خودش بازی رو متوقف کرد ؟ محمود رفیعی که اشک تو چشماش حلقه زده بود ناموسش چه گناهی کرده که باید تو دهن کثیف پرسپولیسی ها بهش توهین بشه ؟
به گذشته برگردیم بهتره
ناموس ترک ها و تبریزی ها چه گناهی داشتن که باید دهن کثیف پرسپولیسی ها بهشون توهین کنن ؟
خب با این مدیرعاملی که اینا دارن مسلما هیچی نمیشه فقط میگن 2 جلسه یا 3 جلسه تماشاگران محروم میشن.
میدونین چرا ؟
چون پیروزی به اصطلاح تیم مردمی هست یعنی تیم بی شخصیت ها .
خوبه فارس ها از اول میگن استقلال ( تاج ) تیم آدم های خاصه و پیروزی تیم بی شخصیت ها . ولگرد ها و ...
البته هیچوقت توهین استقلالی ها در شهریور 90 به ترک هارو فراموش نمیکنم که آزادی را با سنگ و توهین واسه تراکتوری ها جهنم کرده بودند ولی در نهایت بازیکنان تراکتور بودن که جلو چشمان آبی ها لزگی رقصیدن

بحث رو بکشیم روی علی کریمی بهتره .
آقای کریمی تو به چه جراتی به داوری حمله می کنی که هوادارانت بهش فحش ناموسی به اون رکیکی میدن ؟
خوبه به ناموس خودت توهین بشه ؟
وقتی داور بازی رو متوقف می کنه و به سوی تو میاد یعنی به تو به عنوان کاپیتان اون تیم ارک کرده و اومده حرفشو بزنه . تو نباید بهش حمله کنی . تو وظیفه داری هواداران تیمتو آروم کنی نه اینکه کاری کنی که اونا تشویقت کنن

در کل متاسفم فوتبال ایران هستم که تیم مردمی اون پرسپولیس هست
ما ترک بودیم توهین پرسپولیسی ها به ما برعکس منعکس شد . خب رفیعی از خودتونه ببینم اونم میتونین فدای تیم مردمی تون بکنین ؟
حالا فهمیدین چرا تراکتوری ها آزادی رو آتیش زدند ؟
حق با رفیعی هست . حق با تراکتوری ها بود .
نویسنده : SajjadHHH
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 13:19  توسط امین کلخورانی خیاوی  | 

Hüsni-rüxsarın, kim, oldu canü dil heyran ona

Vǝdǝyi-dövri-qǝmǝrni tapşırır dövran ona


Çün sǝnin hüsnün misali-Yusifi-Kǝnandir

Yüzini hǝr kim ki, görmǝz yoxdurur iman ona

Atǝşi-eşqindǝ, ey xunxarǝ gözlü dilbǝrim

Öylǝ yanmışdır bu bağrım yoxdurur dǝrman ona

.Gül yanağın, dilbǝra, bǝs tazǝtǝrdir hǝr zaman,

Qanlı yaşımdan tökǝr hǝrdǝm gözüm baran ona

Zülmǝti-zülfindǝ könlü bu Xǝtai xǝstǝnin

Xızra bǝnzǝr kim, görünmǝz çeşmeyi-heyvan ona

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1391ساعت 17:38  توسط امین کلخورانی خیاوی  | 

      از  حمید مصدق : 

      تو به من خندیدی و نمی دانستی
      من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم....

      از فروغ فرخزاد  :

      من به تو خندیدم
      چون که می دانستم
      تو به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدی
      پدرم از پی تو تند دوید
      و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه
      پدر پیر من است....

      و شعر زیبای جواد نوروزی :

      دخترک خندید و
      پسرک ماتش برد !
      که به چه دلهره از باغچه ی همسایه، سیب را دزدیده
      باغبان از پی او تند دوید
      به خیالش می خواست،
      حرمت باغچه و دختر کم سالش را
      از پسر پس گیرد !
      غضب آلود به او غیظی کرد !
      این وسط من بودم
      سیب دندان زده ای که روی خاک افتادم
      من که پیغمبر عشقی معصوم،
      بین دستان پر از دلهره ی یک عاشق
      و لب و دندان ِ
      تشنه ی کشف و پر از پرسش دختر بودم
      و به خاک افتادم
      چون رسولی ناکام !
      هر دو را بغض ربود...
      دخترک رفت ولی زیر لب این را می گفت:
      " او یقیناً پی معشوق خودش می آید ! "
      پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود:
      " مطمئناً که پشیمان شده بر می گردد ! "
      سالهاست که پوسیده ام آرام آرام !
      عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز !
      جسم من تجزیه شد ساده ولی ذرّاتم،
      همه اندیشه کنان غرق در این پندارند:
      این جدایی به خدا رابطه با سیب نداشت

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم فروردین 1391ساعت 19:3  توسط امین کلخورانی خیاوی  | 

گفتم: «همین جا تشریف داشته باشید، الان صدایش می‌کنم» و از پله‌ها آمدم بالا. با لباس راحت رفته بودم پائین؛ شلوار ورزشی و زیر پیراهنی. با آن شلوار کثیف مهدی پاک آبروم رفته بود. خواستم شلوار درست و حسابی بپوشم، روی زیر پیراهنی، پیراهنی بپوشم، تنبلی کردم، نپوشیدم. من از کجا می‌دانستم که کی آن پائین منتظرم نشسته است. گفتم حتما مثل همیشه، یکی از بچه‌هاست.

داستان: دختر ِ باتوم‌خور

نویسنده: حافظ خیاوی
 

ادامه داستان در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1391ساعت 12:25  توسط امین کلخورانی خیاوی  |